سبحانسبحان، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره

روزهای مادرانه من

هفته پانزدهم مادرانه های من ...

  ایشون فسقلی ِ ما هستن تو هفته ی 15    هفته پانزدهم ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند؟ اكنون طول بدن كودك شما از فرق سر تا پا حدود 10 سانتي متر، و وزن او در حدود 80 گرم است. كودك شما اكنون عمليات دم و بازدم را با مايع آمنيوتيك (به جاي هوا) انجام مي دهد كه به رشد كيسه هاي هوا در ريه هاي او كمك مي كند. اكنون اندازه پاهاي او بزرگتر از دستهاي او شده است، و مي تواند همه مفصلها و اعضايش را حركت دهد. اين بدان معني است كه دستهاي او بهتر كار مي كنند. غده هاي عرقي به تدريج ظاهر مي شوند و با اينكه پلك چشمهاي او بسته است، چشمانش مي توانند نور را احساس كنند. اگر شما يك نور شديد را به طرف شكم خود بتابانيد، احتمالا كودك شما روي خ...
20 اسفند 1392

تولد مامان ...

  سلام فسقلی ِ دوست داشتنی  قبلا گفته بودم میخوایم به بابا و مامان ِ بابا (که همچنان معلوم نیست قراره چی صداشون کنی!) روز تولدم بگیم که یه نی نی ِ ناز تو راه داریم و دارن نوه دار میشن ... چهارشنبه 14/12/92 عصر حرکت کردیم سمت تهران ... یه جعبه شیرینی گرفتیم و یه برگه که مامان با فوتوشاپ آماده اش کرده بود و بابا هم پرینت گرفته بود رو هم گذاشتیم داخل جعبه و رفتیم اونجا ...       این همون برگه ایِ که گذاشتیم داخل جعبه روی شیرینی ها :   (پیشنهاد میکنم فعلا بابا بزرگ و مامان بزرگ صداشون بزنیم تا بعد ... آخه برای نوشتن خیلی سختم میشه مامان  ... موافقی دیگه،نه؟     قربون نی ...
18 اسفند 1392

سومین ویزیت بارداری ...

  سلام سلام قند و عسل   اول اینکه ببخشید که گاهی تنبلی میکنم تو آپ کردن وبلاگت ، دست خودم نیست مامان ، گاهی حالم خوب نیست و واقعا نمیتونم ... شما خودت که اون تو تشریف داری بهتر در جریان اتفاقات داخلی ای که حال مامان رو بد میکنه هستی !   سه شنبه 7 اسفند رفتم برای دومین ویزیت بارداری ... خانوم دکتر سونو و آزمایشم رو دید و خدا رو شکر گفت همه چی خوبه  عدد ریسکم هم 1:10000 بود و low risk ... خدا روشکر   فقط ...بازم وزن کم کردم به خانوم دکتر گفتم خودم حس میکنم اوضاعم بهتره پس چرا بازم وزن کم میکنم آخه ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! خانوم دکتر گفتن اوضاع نی نی خوبه ، نگران نباش ...  این وزن کم کردن تو ماه ...
11 اسفند 1392

هفته چهاردهم مادرانه های من ...

سلام نیم وجبی ِ مامان     این شمایی تو چهاردهمین هفته از هفته هایی که شادی رو به زندگیمون آوردی ...    هفته چهاردهم ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند ؟ اندازه کودک شما از سر تا پا در حدود 8.9 سانتی متر و تقریبا به اندازه یک لیمو است و حدود 60 گرم وزن دارد. بدن او سریعتر از سر او رشد می کند و سر او اکنون بر روی یک گردن خوش ترکیب تر قرار گرفته است! در آخر این هفته، دستهای او درازتر شده اند و اندازه آنها با کل بدن او متناسب است. با این حال پاهای او باید کمی بزرگتر شوند تا با بقیه اندامهای او متناسب شوند. همچنین به تدریج پوششی از موهای کرک مانند و بسیار نرم (که لانوگو یا کرک جنینی نامیده شده و نازک، بی ...
11 اسفند 1392

هفته سیزدهم مادرانه های من ...

      این فرشته کوچولوی ماست تو هفته ی سیزدهم ...   هفته سیزدهم ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند؟ هر چند كودك شما هنوز خيلي كوچك است، اما احتمالا شكم شما به زودي به قدري بزرگ خواهد شد كه همه خواهند فهميد شما باردار هستيد! در واقع اكنون كودك شما از فرق سر تا انتهاي بدن، حدود 7.5 سانتي متر يعني به اندازه يك ميگوي بزرگ! طول دارد و حدود 30 گرم است. صرف نظر از اندازه اندامها نسبت به يكديگر، بدن كودك شما در داخل رحم، كاملا شكل گرفته است. در مقايسه با چند هفته پبش، اندازه اندامهاي كودك شما متناسب تر شده و اندازه سر او در حدود يك سوم كل بدن است. انگشتان كوچك او (كه هر كد...
4 اسفند 1392

پایان راند اول ...

    سلام فسقلی ِ مامان  خوبی عزیزدردونه خونه ما ؟ وقتی مامان حالش بد میشه اذیت که نمیشی ، هان ؟ ... سفت مامان رو بچسب حسابی هم به خودت برس   جمعه دوم اسفند ماهِ 1392 شما 90 روزه شدی ... این ینی ما سه ماهه اولِ بارداری رو با لطف و کمک خدا پشت سر گذاشتیم ... و همه اینا ینی پایان ِ راند ِ اول                                                                     خیلی خوشحالم که هستی ... و...
4 اسفند 1392

ســـــــونو ان تی ...

  سلام وروجک مامان   سرت رو درد نیارم و برم سر اصل مطلب یکشنبه 21 بهمن 1392 رفتیم مطب آقای دکتر سعید خسروی برای سونو ان تی ... قبلا هم تو هفته نهم برای شنیدن صدای قلب خوشگلت رفته بودیم پیششون ... یادته که ؟ نوبتمون ساعت 3.5 بود اما حدودای 5 بود که رفتیم تو از بس مطب شلوغ بود ، مثل همیشه ... منم اینقدر دل تو دلم نبود و برای دیدنت ، یا بهتر بگم سالم دیدنت ، استرس داشتم که هر دقیقه برام مثل یه ساعت میگذشت ... این روزا هم همونطور که میدونی مامان عاشق شربت گلاب شده!!!!!!!!!!! چیزی که هرگز دوست نداشتم! ... پس یه بطری شربت گلاب خنک و خوشمزه درست کردم و با خودم بردم ... هم شیرین بود و باعث میشد شما بیدار بشی تا دکتر...
29 بهمن 1392

هفته دوازدهم مادرانه های من ...

  این شمایی کلوچه ی مامان ، تو هفته دوازدهم ...   هفته دوازدهم ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند؟ اندازه كودك شما به حدود 5 سانتي متر يعني تقريبا اندازه يك ليموترش رسيده است و حدود 15 گرم وزن دارد. صورت او به صورت يك انسان كامل شباهت بيشتري دارد. چشمهايش كه در ابتدا در دو طرف صورت او شكل گرفته بودند، به يكديگر نزديكتر شده اند و گوشهاي او در نزديكي مكان نهايي خود در دو طرف سر او قرار دارند. روده هاي كودك شما، كه آنقدر سريع رشد كرده اند كه تا حدي وارد بند ناف او هم شده بود، حركت بازگشتي خود را به سمت حفره شكمي آغاز مي كند. كليه هاي او، ادرار را در مثانه جمع آوري مي كنند. سلولهاي عصبي او به سرعت زياد شده اند ...
28 بهمن 1392

دومین دیدار ...

  سلام هدیه زیبای خدا ... خوبی عزیزکم ؟   امروز یکشنبه ست ... 1392/11/27 ساعت 2.5 بعد از ظهر ِ و من درست یک ساعت دیگه نوبت سونو دارم ... میام به دیدنت ... این دومین باریِ که میبینمت و باز هم ازت میخوام تا مثل بار قبل سالم و سرحال بیای سر قرار ... بی صبرانه منتظر دیدن تو هستم و ازون بیشتر منتظر اطمینان از سلامتی تو ... بهترین هدیه خدا   دل توی دلم نیست برای دیدنت ... برای دیدن سلامتیت ... برای دیدن خوبی و آرامشت ...   خدایا از صمیم قلب ازت میخوام فرشته ام رو در پناه لطف و مهربونیت صحیح و سالم حفظ کنی ... ازت میخوام همه ی فرشته هایی که به امانت به ما بخشیدی رو برامون صحیح و سالم نگه داری و ...
27 بهمن 1392

هفته یازدهم مادرانه های من ...

  سلام فرشته کوچولویِ مامان خوبی عزیزکم ؟... این شمایی تو هفته یازدهم ، انجیر ِ من   هفته یازدهم؛ کودک شما چگونه تغییر می کند؟ كودك شما اكنون به اندازه يك انجير است و بدن او كاملا شكل گرفته است؛ حدود 3.8 سانتي متر طول و حدود هشت گرم وزن دارد. پوست او هنوز شفاف است و به همين خاطر مي توان اكثر رگهاي خوني او را به وضوح ديد. بعضي از استخوانهاي او در حال تشكيل شدن بوده و ريشه دندانهاي كوچك او به تدريج در زير لثه اش ظاهر مي شوند. انگشتان دست و پاي او كاملا از يكديگر جدا شده اند و او به زودي قادر خواهد بود كه مشتش را باز و بسته كند. او لگدهاي آرامي مي زند و كش و قوس مي آيد؛ حركات ريز او به قدري نرم و روان است كه بي...
23 بهمن 1392